معماری
خانه / فرهنگ و هنر / هنر سخن گفتن / سخن گفتن در میان خانواده (۱)

سخن گفتن در میان خانواده (۱)

سخن گفتن در میان خانواده

وضع سخن گفتن در خانواده ملالت بار است. عده زیادی از مردم، با وجود آنکه نیازمندیها و خواص سخن گفتن را بطور کلی می دانند معتقدند که خانواده از این دستورها معاف و از آن ضرورت ها برکنار است. البته در زندگی خانوادگی اصول منظمی که در زندگی اجتماعی دیده می شود وجود ندارد و آزادی کامل بزرگترین سرمایه آن محسوب می شود. همچنین البته می توان هنگام ورود به خانه قیود خارج نهاد و از رعایت نظم، کوشش و متانتی که هنگام صحبت با اشخاص در خارج به کار می رود چشم پوشید. خانه ای که تشریفات بیرون از خانه عیناً در آن اجرا شود خانه نیست.

 

اما کسانی هستند که در عین کنار گذاشتن قیدها ، رعایت هرگونه ادب و آداب دیگر را در خانه از یاد می برند. خانه برای آنها جایی است که باید در آن بطبع ناهنجار بود و یا به عبارت دیگر بخوی حیوانی خود بازگشت. گوئی همینکه کفش راحت برپا و رب دوشامبر بر تن کردند حق دارند دهان از گفتن ببندند ، اگر چیزی می گویند سرد و بی روح باشد ، تبم از لبان آن ها محو شود ، اخم کنند و بلاخره آنچه که جرأت ابراز آن را نزد بیگانه ندارند ، در خانه بگویند.

 

البته شما از این گونه مردم نیستید. معهذا به خوبی میدانید که چنین صفاتی نزد عده زیادی از مردم وجود دارد. باید آن ها را شناخت و پی جوئی کرد و اگر روزی ظاهر شوند … باید دانست که همه آن ها در خود ما وجود دارند و برحسب آنکه چگونه با آن ها رفتار کنیم فعال یا غیرفعالند و یا بکلی بخواب می روند.

 

کسانی که به همسایه روی خوش نشان می دهند و به محض آن که پا به درون خانه می گذارند ، « آن روی » خود را بالا می آورند ، آنان که در جمع دوستان « بلبل زبانی » میکنند و وقتی به خانه بر می کردند گوئی روح از بدنشان مفارقت کرده است، از این قبیل اند.

 

چه کسی اگر درون خود را به دقت بیازماید میتواند اطمینان بدهد که « امتیاز » انحصاری تحمل تند رفتاری و خشونت خود را به نزدیکان خود نداده است.

 

یکی از صحنه های عادی زندگی ما این است که دائما ببینیم زن و شوهری در خانه دوستان از خوشرویی و خوش زبانی با یکدیگر بیداد کنند ولی به محض آنکه به خانه برسند داد و بیداد آنان گوش فلک را کر کند ! کسی که این کار را نکرده است دست خود را بلند کند ! …

 

اینگونه رفتارها طفلی را به خاطر من می آورد که هیچگاه صدای خود را بلند نمی کرد و با همه رفقای خود مهربانی می نمود. روزی او را دیدم که طفل دیگری را با ضربات مشت و لگد از پای در آورده است ، وقتی از او سوال کردم که چرا چنین می کند با نهایت خونسردی جواب داد: « آخر برادرم است ».

 

راستش را بگوییم. آیا به نظر عجیب نمی آید که هر چه از خوشرویی و نیک رفتاری در خود سراغ داریم به دیگران بذل کنیم و تمام کارهای نامطبوع خود رابرای کسان خود ذخیره نماییم؟

 

شاید فکر می کنیم که اینان ناراحت نمی شوند و یا آنکه زیانی از این کار به ما نمی رسد. تصدیق بفرمایید که این اصل اعتباری ندارد.

 

این موضوع رفتار خانمی را بیاد من می آورد که در میان جمع دوستان طفل خود را با کلمات زشت و روی عبوس آهسته سرزنش میکرد ولی با صدای بلند و روی خوش با دوستان خود به تبادل تعارف می پرداخت. آیا این کار زشت و نامطبوع جلوه نمی کند؟ …

 

خصائص زندگی خانوادگی

 

این خصائص به خودی خود به وجود نمی آیند و هر یک از افراد خانه در پیدایش آن سهم مخصوص به خود دارند.

 

در درجه اول احساس بیش از سایر عوامل در آن تاثیر می کند ولی « آهنگ » این احساس را ما بوجود می آوریم.

 

شک نیست که در خانه نمی توان لاینقطع از عشق ، وفاداری و محبت سخن گفت ولی می توان با لحنی سخن گفت که « بوی » عشق و محبت از آن برآید.

 

فاکاری هایی که پدر یا مادر خانواده از خود نشان می دهند ، ارزش آنرا دارد که لااقل از یکدیگر قدردانی کنند.

 

بعضی ها در این کار مبالغه می کنند. با اسامی کوچکی که برای خود می سازند یا با کلماتی که ظاهرا حاکی از محبت و مهربانی فوق العاده است و دائما به یکدیگر نثار می کنند گویی هیچ چیز از شایستگی کم ندارند. این طرز رفتار بی روح است و از روی عادت و به خاطر پیروی از یک « مد » انجام می شود. مثل این است که اینکار دسیسه ای برای فریفتن طرف دیگر به کار می رود.

 

اگر سخنان ما در خانه از منبع بی انتهای لطف زندگی مشترک ما آبیاری شود ، به سهولت بارور خواهد شد.

 

این کار زحمت زیادی ندارد. کافی است « غول » کوچکی را که به خواب رفته ، دیوبچه ای را که می کوشیم از چشم خارجیان پنهان بداریم ، زیر فرمان خود در آوریم. از خشونت و ترشرویی یا خوشرفتاری « ماشینی » دست برداریم. از آنچه که در خارج از خانه تحمل ننمی توانیم کرد در خانه بپرهیزیم.

 

آنگاه محبت و علاقه ما به یکدیگر سایر کارها را بر عهده خواهد گرفت و کتنون محبت و دوستی را پایدار نگاه خواهد داشت.

 

از آهنگ احساس سخن گفتم ، تصریح آن را از من نخواهید. شما خود آنرا هنگام بکار بردن بخوبی خواهید شناخت. یا شاید وقتی بهتر خواهید شناخت که از آن خود را عمدا محروم سازید … .

 

از این عامل استفاده کنید

بعلاوه بخاطر آوریم که چون برای خوب سخن گفتن باید بکوشیم تا فکر و گفته خویش را پرورش دهیم چه بهتر که اینکار را در خانه بیازماییم. اینکار خطرش کمتر است.

 

ما نگرانیم که فلان سخن مطبوع واقع نشود ، می ترسیم که پیش کشیدن فلان مطلب یا فلان موضوع مشکل باشد. این کار را در خانه بکنیم. در خانه لااقل می توانیم آزمایش کنیم ، مهمل بگوییم ، جرأت و تهور از خود نشان بدهیم. کسی به ما تغیر نخواهد و نخواهد خندید. یا اگر هم بخندد و تغیر کند میدانیم که خطری ندارد. و حال آنکه در جای دیگر مطلب طوری دیگر است. از این گذشته مستمع خانگی در عین حال صادق تر و سخت گیر تر است.

 

اگر از این عامل استفاده نکنیم خطا کرده ایم. خانمی یک روز به من گفت: « من راجع به آنچه خوب نمی دانم با پسرانم گفتگو می کنم. این کار چیزهای زیادی به من یاد می دهد که در غیاب آنها به کار من می آیند. »

 

روش « لباس پوشیده »

زندگی مردم بریتانیا اغلب ظاهرا تشریفاتی است. ولی دز واقع اینطور نیست. بلکه از آنگونه بیقیدی که در زندگانی ما وجود دارد و آن را فاسد می کند بر کنار است.

 

انگلیسی ها اینعادت راهرجا که رفتهاند با خود بردهاند. می گویند در استرالیا بعشی مردم شب ها هم در خانه خود لباس بر تن دارند. اربابانی راکه در ده خود اقامت دارند و از نزدیک ترین همسایه خود در حدود ۲۰۰ کیلومتر دور اند ، شنیده ایم که بدون آنکه انتظار ملاقات کسی را داشته باشند « اسموکینگ » می پوشند و آنگاه سر شام حاضر می شوند ، فقط با این نیت که می خواهند در خانه سر و وضع مرتبی داشته باشند.

 

طرز لباس پوشیدن و موقع آن یکی از مسائلی است که نباید ولو در تنهایی به چشم بی اعتنایی در آن بنگریم. منظور این نیست که بگوییم اسموکینگ دارای خاصیتی است. بلکه می خواهیم بگوییم که اینگونه لباس پوشیدن حاکی از طرز فکر مخصوصی است.

 

« سخت نگرفتن » در خانه از صفات مذموم است. اگر در زندگی داخلی خود را به « بی بند و باری » عادت دهیم در خارج از خانه به زحمت می توانیم از این کار چشم بپوشیم.

 

باز هم از سخن مثال آوریم. بعضی همانطور که « کمربند » خود را در خانهباز می کنند « افسار » گفتههای خود را نیز می گشایند. سخنانی می گویند که از گفتن آن در خارج از خانه شرم دارند.

 

آیا کسان ما حق ندارند کهاز قوانین « سخن گفتن » استفاده کنند؟ هیچ عادتی بدتر از آن نیست که از کنترل و مراقبت خود در خانه دست برداریم.

 

من یقین دارم کسی که در خانه ریش خود را نمی تراشد و یا برای پرهیز از « تشریفات » از یک لیوان عمومی برای آشامیدن آب استفاده می کنند در خارج از خانه بی میل نیست ریشدار حاضر شود و از لیوان دیگران آب بنوشند

 

از این گذشته باز هم این سوال پیش می آید که چرا چانه سمباده ای خود را برای زن خود خیره می کنیم ، یا چرا او گیسوان بیگودی بسته خود را بما تخصیص می دهد؟ … احوال سخن نیز بدین منوال است.

 

تهیه شده در مجله اینترنتی آریامن

     
loading...

درباره ی آریامن

آریامن یک مجله ی اینترنتی است برای تمام سلیقه ها و شامل همه نوع مطلب اعم از علمی، تاریخی، آشپزی، پزشکی، سبک زندگی و ... می شود. هدف از ایجاد این وبسایت خدمت رسانی هر چه بیش تر به مردم شریف ایران بوده و تلاش می شود جدیدترین و مفیدترین مطالب و اخبار گذاشته شود و در اختیار شما قرار بگیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *